تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - مهر
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
دوشنبه 1 مهر 1387 :: best

دوباره ماه مهر اومد و با خودش پاییز زیبا رو آورد ، ماه مهر ماه مهربان ماه مدرسه ، یادش بخیر روز اول مهر همیشه خاطره انگیزترین و بیاد ماندنی ترین روز سال تحصیلی بود ، اولین مهری که رفتم مدرسه سال اول دبستان بود ، مامانم دستمو گرفت و برد مدرسه ، وااای عجب جایی بود چقدر شلوغ ازکودکستان هم شلوغ تر!بچه ها تو حیاط مدرسه ول بودن و معلم های خانم هم گوشه حیاط جلسه گرفته بودن،مامانم منو برد پیش معلم ها تا منو با معلم سال اول آشنا کنه،بعد از سلام و احوال پرسی با تموم معلم ها رو به من کرد و گفت به معلمت سلام کن،منم دستمو طرف خوشگلترین معلم دراز کردم و گفتم سلام! که مامانم گفت نه عزیزم ایشون معلمت نیست،خانم موسوی معلم سال اولته...!

خدا حفظش کنه خانم موسوی معلم کلاس اول ، همسایه 2 خونه اونورترمونه و همیشه میبینمش چند وقتیه خیلی پیر و شکسته شده انشالله 100 سال دیگه چهره خندونش رو ببینم(یک تیر و 2 نشان!) ، بعد از پدر مادر معلم ها بیشترین حق رو گردن ما دارن کسایی که می سوزن تا بسازن...

(بی ربط: دانلود کنید موزیک زیبای التماس نریمان)





نوع مطلب : خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :