تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - زمان متفاوت
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
چهارشنبه 17 مهر 1387 :: panteon

نمی دونم چرا اینقدر زمان دیر میگذره وقتی درس می خونیم.

مثلا یک سریال بی سر وته که از روی بی عقلی دوستش داریم و  40 دقیقه ست هنوز شروع نشده تمام می شه .حالا مرد می خواد 40 دقیقه درس بخونه.....

من یک کرنومتر دارم وقتی درس می خونم زمان می زنم از صبح تا شب جایی نرم و کاری نکنم میشه 3 تا 4 ساعت .

زمان کنکور کارشناسیمم همین بود .میانگین ساعت درسی کلاس 11 ساعت بود که پایین بود و شاگرد زرنگ های شهر تا 15 می رفتن. اما من که خبرم ایشاالله بیاد تا عید 3-4 ساعت بعد عید هم به خاطر کمی استرس 6-7 ساعت!!!!

از نتیجه کنکور کارشناسیم می شه فهمید این طوری برم جلو نتیجه ارشدمم نور علی نوره.....

نمی دانم واسه فیلما چرا اینقدر سریع میگذره غیر فیلم روزحسرت که هر وقت بهشت و برزخ می رفت یک ربعش واسه ما 2 ساعت بود .من که بهشت زده شدم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :