تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - شب
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
شنبه 25 آبان 1387 :: best

امشب که داشتم با عجله(سرد شده هوا دیگه)از حیاط خونمون رد می شدم روی زمین از خودم 2 تا سایه دیدم،کنجکاو شدم و ایستادم،یه سایه کمرنگ یه سایه پررنگ،سایه کمرنگ سایه نور روشنایی چراغ برق توی کوچه و سایه پر رنگ سایه نور ماه که امشب کامل شده بود،واقعا جالب بود نور ساخته دست بشر توی 10 متری که برای از بین بردن تاریکی شب ساخته شده بود به نوری که از فاصله هزاران کیلومتری از ماه می رسید نمی رسید!!!
بعضی وقتا بعضی چیزا که واسه ما عادی شدن اینقدر جالب و به فکرفروبرنده(کلمه اختراعی من!) میشه که واقعا آدم رو تکون میده...
و فی الارض ایات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون؟

(بی ربط: دانلود کنید موزیک زیبای گناهی ندارم  محسن یگانه)





نوع مطلب : گاهی می اندیشم!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 آبان 1387 08:22 ق.ظ
ای پاچه خوار
نگنه تو هم دنبال ارتقا هستی برادر ارزشی
به امید دیدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :