تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - زن
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
یکشنبه 14 شهریور 1389 :: panteon
زن عشق می كارد و كینه درو می كند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ... او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد .... او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ....
   




نوع مطلب : گاهی می اندیشم!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 01:59 ق.ظ
خداوکیلی اینو خودتم خوندی
جمعه 16 مهر 1389 03:24 ق.ظ
آقا لطفا لطف کن مطالب فمینیستی تو وبلاگ نذار....تو که اصحاب و زیدان داشتی...از تو بعیده این حرفا...
bestدوست عزیز! بجای سانسور کردن همدیگه باید همه رو آزاد بذاریم تا اون چیزی که می خوان بگن تا عقل سلیم بهترین رو از بینشون انتخاب کنه،ظرفیت پذیرش دیدگاه های مختلف رو باید داشته باشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :