تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - جیب بر
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: best
امشب می خوایم به صورت ساده چندتا احساس ناخوشایند رو مرور کنیم! تا حالا شده:
- 2و3 ساعت علاف بشین؟
- جیبتونو بزنن؟
- کسی که جیبتونو زده بشناسین اما نتونین کار خاصی بکنین؟
- جیبتونو یه آدم تحصیل کرده زده باشه؟
- در حالی که مریض هستین جیبتونو زده باشن؟
- کسی که جیبتونو زده ادعای کار درستی و روشنفکری و باکلاسیش هم بشه؟
- افراد زیادی رو ببینین که توی صف وایسادن تا جیبشونو بزنن؟
اگه همه اینا باهم واستون اتفاق بیفته چی؟ واقعا غیرقابل تحمله! اما متاسفانه کاری هست که به تعداد بی شمار داره اتفاق میفته! با تمام احترامی که برای پزشکان زحمت کشی که خودشونو وقت مریض ها کردن بالا 80% پزشک ها همه موارد بالا رو در آن واحد انجام می دن و می گن نفر بعد! جای تاسفه که یه پزشک یه بیمار رو به عنوان یه منبع پول می بینه و حریص هست برای تعداد بیشتر و بیشتر و بیشتر! بدون توجه به کیفیت و شرایط مریض! واقعا شرف داره دزدی که توی خیابون کیف آدم رو می زنه که آدم خیالش راحته که دزد کیفمو زد، اما یک دکتر...
دکتر بودم، ویزیت شدم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 شهریور 1396 02:57 ب.ظ
Hey there I am so happy I found your website, I really found
you by error, while I was searching on Aol for something else, Anyways I am here now
and would just like to say cheers for a fantastic post and a all round thrilling blog
(I also love the theme/design), I don’t have time to read through it all at the moment but I have
book-marked it and also included your RSS feeds, so when I have
time I will be back to read a great deal more, Please do keep up the awesome b.
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:40 ب.ظ
Simply desire to say your article is as
amazing. The clearness for your put up is just nice
and i could suppose you are knowledgeable in this subject.
Fine along with your permission allow me to clutch your RSS feed to stay updated with impending post.

Thank you 1,000,000 and please keep up the rewarding
work.
شنبه 14 مرداد 1396 08:04 ق.ظ
Hello there! This post couldn't be written much better!

Reading through this article reminds me of my previous roommate!
He continually kept talking about this. I most certainly will forward this information to him.
Pretty sure he will have a good read. Many thanks for sharing!
جمعه 13 مرداد 1396 09:28 ب.ظ
I'm extremely impressed along with your writing skills and also
with the structure on your weblog. Is this a paid theme or did you modify
it your self? Either way keep up the excellent quality writing, it's uncommon to look a
great weblog like this one these days..
چهارشنبه 7 تیر 1391 11:53 ق.ظ
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و غم.........
سلام وب قشنگی داری خوشحال میشم به من هم سر بزنی
چهارشنبه 3 خرداد 1391 01:17 ب.ظ
سلام ببخشید آدرسم رو اشتباه نوشتم.......این درسته.
چهارشنبه 3 خرداد 1391 12:15 ب.ظ
سلام با تبادل لینک موافق هستید؟
لطفامن رو به نام خاطرات یک تدوینگرجوان لینک کنید وبفرمائید باچه اسمی لینکتون کنم؟
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 05:09 ب.ظ
راست گفتی بخدا.
دلت خیلی پره ها :)
جمعه 5 اسفند 1390 04:53 ب.ظ


همین.
سه شنبه 2 اسفند 1390 11:23 ق.ظ
بیرجندی خسیس
یکشنبه 23 بهمن 1390 02:20 ب.ظ
سلام
حرفت قبول دارم
ولی همشون اینجوری نیستن
یه سوال:اگه ما دکتر میشدیم چی؟ما هم مریضارو شکل پول میدیدیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :