تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - مطالب آبان 1387
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
شنبه 25 آبان 1387 :: best

امشب که داشتم با عجله(سرد شده هوا دیگه)از حیاط خونمون رد می شدم روی زمین از خودم 2 تا سایه دیدم،کنجکاو شدم و ایستادم،یه سایه کمرنگ یه سایه پررنگ،سایه کمرنگ سایه نور روشنایی چراغ برق توی کوچه و سایه پر رنگ سایه نور ماه که امشب کامل شده بود،واقعا جالب بود نور ساخته دست بشر توی 10 متری که برای از بین بردن تاریکی شب ساخته شده بود به نوری که از فاصله هزاران کیلومتری از ماه می رسید نمی رسید!!!
بعضی وقتا بعضی چیزا که واسه ما عادی شدن اینقدر جالب و به فکرفروبرنده(کلمه اختراعی من!) میشه که واقعا آدم رو تکون میده...
و فی الارض ایات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون؟

(بی ربط: دانلود کنید موزیک زیبای گناهی ندارم  محسن یگانه)





نوع مطلب : گاهی می اندیشم!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 آبان 1387 :: best

در آخرین لحظه دیدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان آسمان قلبم
با تو یا بی تو بهاریست
همان لبخندی كه توان را
از من می ربود بر لبانت
زینت بست.
و به آرامی از من  فاصله
گرفتی بی هیچ كلامی.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود می گفتم :ای كاش این قامت
نحیف لحظه ای ، فقط لحظه ای  می اندیشید كه
آسمان بهاری یعنی ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهانی
و این جمله ،جمله ای
بود بدتر از هر خواهش
برای ماندن و تمنایی
بود برای با او بودن...

(دانلود کنید موزیک زیبای سرگشته حسین کشتکار بوشهری (لینک غیر مستقیم است))





نوع مطلب : حرفهای روزانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 آبان 1387 :: best

آبان که میشه همه یاد 13 آبان و 8 آبان و استکبار جهانی و حسین فهمیده میفتن که خودشو پرت کرد زیر تانک*و... فکر کنم اولین نفری که استکبار و مبارزه با استکبار رو درک کرد خود من بودم! اون زمان که آمادگی* می رفتیم توی کلاسمون 2تا جناح سیاسی اقتصادی نظامی وجود داشت که سعی می کردن بچه های کلاس رو جذب کنن و برای مواقع حساس یارگیری کنن و زیر سلطه خودشون ببرن مثلا سردسته یه گروه به یکی از بچه ها فشار میاورد که چرا موشک کاغذی که میسازی مثل موشک کاغذی ایه که گروه مقابل میسازه،باید مثل موشک های ما بسازی!(عین واقعیته!) یا اون یکی گروه گیر می داد که هرچی ما می گیم نقاشی بکشین،کلاس هم که خر تو خر بود کسی به کسی کاری نداشت و خانم معلم هم سقف رو نگاه می کرد...یکی از این عوام که زیر یوق ستمکاری استکبار شرق و غرب بود بنده حقیر بودم! که علاوه بر دستورات بالا باید آذوقه(آذوغه؟آزوغه؟) رئیس رو هم تامین می کردم! و هرچی رئیس میل داشت روز قبلش بهم می گفت تا فرداش براش بخرم! و منم بدون چون و چرا عمل می کردم و فرداش آویزون مامان بابا می شدم تا خوراکی مورد نظر رو برام بخرن! یه روز رئیس آخر وقت بهم گفت فردا باید برام آب سیب بخری،ما هم که نمی تونستیم رو حرف رئیس حرف بزنیم گفتیم چشم و با ترس و لرز راهی خونه شدیم،فرداش که شد و با مامانم راهی کلاس شدم در سوپرمارکت کنار مدرسه که رسیدیم بهش گفتم باید برام آبمیوه بخری،مامانم هم کلی اصرار که پسرم کلی خوراکی تو کیفت گذاشتم اینقدر هله هوله نخور.. ما هم که کوتاه نمی امدیم و زدیم زیر گریه و آخرش گفتیم اگه آبمیوه رو نبرم مدرسه فلانی اذیتم می کنه...! بله اینجا بود که موضوع لو رفت و با اومدن مامانم به مدرسه و مذاکرات بعدی گوش استکبار کشیده شد و من تونستم در استقلال کامل هر مدل موشکی بسازم و هر نقاشی که می خوام بکشم و خوراکی هامو تنها تنها با خیال راهت بخورم...!
ایکاش الان هم یکی پیدا می شد گوش استکبار رو بکشه تا دیگه خوراکی هامونو نخوره و بهمون دستور نده که چی بپوش ، چیکار بکن،چیکار نکن...!
----------------
زیر تانک رفتن حسین فهمیده: از لحاظ علمی کاری کاملا بی فایده،چون نارنجک بعد از انفجار به ترکشهای کوچکی تقسیم می شود که بر علیه نفرات پیاده کاربرد دارد و هیچ خطری برای ماشین های رزمی سنگین به وجود نمی آورد.(نقل قول از افسر ارتش در دوره آموزشی)
آمادگی: کودکستان سابق

(بی ربط: دانلود کنید موزیک زیبای تقدیر  شادمهر عقیلی)





نوع مطلب : خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 آبان 1387 :: panteon

اگر بخواهیم به صورت کلی نیگا کنیم ،همیشه در یک مجموعه بنا به دلایلی بعضی از اعضا از بقیه بیشتر رشد می کنه:

حالا مجموعه ی کلی داریم و جزئی:

کلی:تهران در مجموعه ی شهرها از همه پیشرفته تر است.

جزئی:درمجموعه ی شهرها تهران از نظر الکترونیکیو.. برتر است و اصفهان از نظر تاریخی.

اما گاه استثنائاتی هم وجود دارد:مثلا در میان روستاهای کشور شوسف از همه لحاظ از بقیه روستاها برتر است.

آیا روستایی دیده اید که از نظر کلاس و شیک پوشی به جایی برسد که شهری ها بهترین لباسهای خود را در آنجا بپوشند اما باز هم کم بیاورند؟

آیا روستایی دیده اید که تمام مردمش بتوانند تمام کارهای تو را زیر ذره بین قرار دهند و در سرعتی بالاتر از سرعت نور و با قدرتی بیشتر از ماهواره های پیشرفته اخبار دهی و اطلاع رسانی کنند.

آیا روستایی دیده اید که در خانه ی اکثر اهالی (به قول عمو نصفه سیک(nesfe sayak) یعنی یک دوم یا  یک سوم) از بهترین مدل های شیرینی جات و آجیل شهری موجود باشد؟

آیا روستایی دیده اید که در آنمغازه ای با این سردر موجود باشد:"انواع اجناس خارجی قشم و کیش".؟

آیا روستایی دیده اید که اهالی خانه ها خصوصا در فصول تعطیل سال حداقل 3-4 مدل ماشین جدید سال را داشته باشند(انواع ماشین های خارجی)

آیا روستایی دیده اید که موسسات خصوصی مثل مالی اعتباری بنیاد،مهر یا قوامین در آن شعبه داشته باشد؟

آیا روستایی دیده اید که خدمات کامپیوتری و اینترنتی داشته باشد و در عکاسی اش 4 مدل از آخرین مدل های اسکنر موجود باشد؟

آیا روستایی دیده اید که در آن خودپرداز باشد و باز مردم از کمبود خودپرداز در سرتاسر روستا گله کنند؟

آیا رو ستایی دیده ایدکه اکثر جمعیت آن از نعمت یا بلای ماهواره برخوردار باشند و هنوز بحث سر مدل nail و یا هاتبرد باشد؟

آیا روستایی دیده اید که تمامی اهالی اش از بهترین خواننده ها و رقاص های کشور باشند و بالاترین ضریب هوش و اعتماد بنفس جهان را دارا باشند؟

آیا روستایی دیده اید که دکتر متخصص چشم پزشک داشته باشد و آژانس تلفنی؟؟

ما دیدیم...روستای شوسف ....و اگر بیایید خوش تیپی ، بلند قامتی ، و زیبایی و خوش پوشی نسبی آنها را تایید خواهید کرد.

 

 





نوع مطلب : پدیده ای به نام شوسف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :