تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - مطالب اردیبهشت 1388
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
سه شنبه 22 اردیبهشت 1388 :: best
بازجو: جناب قاضی بچه ها یه جاسوس خفن گرفتن،می خواین بگم بیارنش؟
قاضی: اا؟ از كجا فهمیدین جاسوسه؟
بازجو:بچه ها 2 ،3 ساله دارن رو پروندش كار می كنن،خودم هم دیدم فهمیدم آخه قیافش كپی ژاپنیهاست اما مثل بل بل فارسی صحبت می كنه!
قاضی: خوب برو بیارش
...
قاضی:دخترم شما آیا جاسوس هستید؟
ر ص(جاسوس): نخیر من فقط خبرنگارم
قاضی رو به بازجو: اینكه می گه نیستم
بازجو: حالا یه بار دیگه بپرس جون من
قاضی: برای بار دوم عرض می كنم،آیا شما جاسوس هستی؟ جون من راستشو بگو قول می دم به كسی نگم!
ر ص(جاسوس): از شما چه پنهون آره،جاسوس خفنی هم هستم
بازجو : دیدین قربان!
قاضی: شما به علت جاسوس بودن،اقدام علیه امنیت ملی،ضربه به نظام،حمایت از صهیونیست و غیره به تحمل 8 سال زندان محكوم می شوید
ر ص (جاسوس): اوا آقای قاضی،درسته من جاسوسم،اما مهرورزی و اینا چی میشه؟!
قاضی: راست میگه ها! باشه،اگه قول بدی دیگه جاسوسی نكنی آزادت می كنم... نگهبان! این خانم می تونه بره خونش!
(كجای دنیا همچین مهر و عطوفتی رو دیدین كه یه جاسوس رو قبل از اینكه حتی یه روز از محكومیتش رو بگذرونه عفو كنن؟! باز هم بگین حقوق بشر حقوق بشر!)




نوع مطلب : قصه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388 :: best

( درذین(غطار اتوبوسی) محور کرمان-ذاهدان اردیبهشت 88 )

همین روزاست که مردم ذاهدان هم سوت غطار ایران رو توی شهرشون بشنون،اما فقط سوتشو! همین و بس! کل خط اینقدر مشکل داره که مطمئن هستم تا4و5 ماه دیگه(خوشبینانه!) هیچ قطاری نتونه این مسیر رو تا کرمان بره، اما خوب بالاخره باید تمام پروژه ها به هر قیمتی که شده تا انتخابات افتتاح(نه تکمیل) بشه،این حق مسلم محموده،مگه نه؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :