تبلیغات
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی - مطالب عمومی
 
خاطرات واقعی و داستان های من درآوردی
شنبه 1 آبان 1389 :: best

 

روز  وصل    دوستداران   یاد   باد***یاد  باد  آن  روزگاران  یاد  باد
كامم از تلخى غم  چون  زهر  گشت***بانگ نوش شاد خواران یاد باد
گر چه   یاران   فارغند از  یاد   من ***از من ایشان  را هزاران یاد باد
مبتلا     گشتم    درین   بند  و  بلا***كوشش آن  حق گزاران  یاد باد
گرچه صد رود است در چشمم مدام***زنده  رود و باغ كاران یاد  باد
راز  حافظ   بعد ازین   ناگفته  ماند***ى دریغ  از راز داران  یاد  باد

(دانلود کنید موزیک زیبای قلب یخی )





نوع مطلب : حرفهای روزانه، خاطره، جدى جدى، قصه، عمومی، گاهی می اندیشم!!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 فروردین 1388 :: best

(دریای چابهار و پسرعموم! چابهار،فروردین 88)

یکی از شهرهای زیبای استان سیستان و بلوچستان چابهاره،که به علت کم لطفی مسولین(از دل برود هر آنکه از دیده برفت!) در حقش بسیار اجحاف شده و نا شناخته مونده ! چابهار چیزی که از سایر بندرهای جنوبی ایران و مناطق آزاد اقتصادی کمتر نداره هیچ که در موقعیت بهتری از لحاظ استراتژیک (کلمه استراتژیک رو تازه یاد گرفتم!) راه مستقیم به اقیانوس آرام،راه ترانزیتی مطمئن و کوتاه به کشورهای جنوبی روسیه و شمال شرق ایران ،زیبایی طبیعی گردشی فوق العاده قرار گرفته که این شهر رو در موقعیت منحصر به فردی قرار می ده،شهری که در اوج سرمای زمستون هوای دلپذیر بهاری داره،چابهار با اجرایی شدن بزرگراه چابهار-میلک و خط راه آهن چابهار-مشهد مطمئنا رقیب سر سختی برای بندرهای خلیج فارس ایران میشه،اما به شما که دیگه از رفتن به کیش و نشستن توی هتل های خوشگلش و رفتن به شمال و دریای سرد خزر و... خسته شدین سفر به این شهر رو پیشنهاد می کنم شهری که با شدت بسیاری رو به پیشرفته اما هنوز طبیعت بکرش از دست دوستداران بی رحم طبیعت بوی زباله نگرفته!
دریای گرم چابهار منتظر حضور شماست.

(بی ربط: دانلود کنید موزیک زیبای گریه کنم یا نکنم  گوگوش)





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 بهمن 1387 :: best

 

نمی دونم فقط من اینجوریم یا تو هم اینجوری هستی،نمی دونم ما اینجوری هستیم یا اونا هم اینجوری هستن،نکنه همه اینجوری باشیم؟!!!! چرا احساساتمونو ، دوست داشتنمونو پنهان می کنیم و نمی تونیم اونو بروز بدیم؟ تا هم خودمون از نظر روحی ارضا بشیم هم طرف مقابل(هرکی که می خواد باشه) رو خوشحال کنیم،شادمانی که می دونم و مطمئن هستم که بالاترش وجود نداره...
ولنتاین همهتون مبارک.

(دانلود کنید کلیپ زیبای قصه  زیبای شیرازی)





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 شهریور 1387 :: panteon
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری...................



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 2 شهریور 1387 :: panteon

و مرگ برای من لحظه ای است  که از دردی هر چند کوچک بنالی یا حتی بیاندیشم که تو شب گذشته لحظه ای که من بی پروا بدون توجه به اینکه سالها بر بالینم بیدار ماندی و غصه خوردی ، آرام آرمیده ام تو از فکر درد یا خود آن همدم ستاره ها شدی

  آه پدر ،، تو برای من زیباترین واژه ی پر معنی عالمی و جهان بدون تو هیچ رنگی ندارد نه که بیاندیشی  یک رنگ است نه پدر بی رنگ بی رنگ است.

پدر با رفتنت چشمانم را با خود خواهی برد سوگند می خورم به عظمت آسمان،به عظمت واژه ی پدر ،به مهربانی ات، به صداقتت به چشمانت ... که اگر از دوریت نمیرم از بی معنایی دنیای بدون تو خواهم مرد.

 

من حاضرم تا جان نا قابلم را برایت قربانی کنم جلو پایت بنشینم و خود را بسمل کنم فقط با این شرط که تو اراده کنی تو عهد کنی همیشه در ذهنم بمانی. همیشه برایم باشی ..

پدر باش تا باشم تا ستاره معنا بگیرد تا شب زیبا شود تا خنده از ته دلم باشد تا آرزو نمیرد وو تا خدا صدایمان را بشنود.

 

پدر با من عهد کن نگذاری شبها از غم دوریت فریاد بزنم عهد کن مرا در این دنیای وانفسا که بدون تو یعنی هیچ تنها مگذاری پدر اگر هستم از روی تو مستم و تو مرا دوست داری پس خواسته ام را اجابت کن که عشق بی تو واژه ای پوچ است .

اتقاد به خدا ،به فرستادگانش، به مادر ، به زندگی ،به محبت   شرط لازم و کافیش یعنی تو پس با نیستی بجنگ که نباشی هیچ چیز نخواهد بود.  و آن روز که نباشی آیا آسمان آبی است و آیاخدا ناظر زمین است؟؟؟؟





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 مرداد 1387 :: panteon
خدا نکنه آدم عقده ای شه خوب به لطف خدا و جان کندن های بی مثال خانواده ما سالهاست 2
ماشین داریم و گاهی 3 تا هم شده اما به دلایل شخصی مادر و نفوذ بی حد وحصرش روی پدر
اینجانب که مثلا اوایل سال 83 تصدیق گرفتم اجازه نداشتم پشت ماشین بشینم و گاه که به مثال بچه یتیم هابه پدر در ماشینش نگاه می کردم به دور از چشم مادر بیرون می رفتیم و از رانندگی بی نظیر من بهره می بردیم
و پدر دائما تعریف می کرد!!آقا ما عقده ای شدیم و حالا که مجبور شدم برای امتحان به شهرم بیام و خانواده هم درسفرند از فرصت استفاده کرده و ماشین را می برم (حتی تا نانوایی سر کوچه با ماشین می رم)
مادم هم هر وقت زنگ میزنن می گن در پارکینگ رو 60 قفله کن که کسی نتونه دست به ماشین بزنه و کارت سوختم همراش برده و بیخبر از اینکه من با کارت بچه ها ماشین رو پر کردم و می گازونم.
  حالا یک اتفاقات جالبی هم واسم افتاده که بعدا واستون می گم..



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



مدیر وبلاگ : best
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :